| صفحه اول | معرفی کتاب | داستانها | تماس با من | RSS | |||||
۰۵ اسفند ۱۳۸۳
♦
نمي دانم...نمي دانم چه مي خواهم بگويم... خسته ام و منتظر ... شايد هم محتضر! استخوان هايم تير مي كشند و بال هاي پروازم خشك شده اند. باد نمي آيد. وقتش نيست كه ابر ها بيايند. شايد فردا وقتش برسد. گرسنه ام و فقط آبليمو خورده ام. طرح روي جلد كتاب تا شنبه شايد حاضر شود لابد يك قاب عكس شكسته و يك چوبه دار و مشتي هم كاغذ باطله... نمي دانم ... شايد هذيان مي گويم. فقط حرف مي زنم شايد كه خالي شوم ... و فراموش كن كه من هم روزي عاقل بودم خب ؟!و كتاب هاي تازه ... هوس كتاب كردم دوباره بايد سري بزنم به شهر كتاب نياوران ... امروز . فردا يا روزي ديگر باز هم نمي دانم ... اينم يه مشت كتاب تازه كه شايد بخرمشون و بخونم ... گفتم كه نمي دانم ! «همنام» رمانى است از جومپا لاهيرى كه انتشارات مرواريد به تازگى آن را منتشر كرده. بعد از مجموعه داستان «مترجم دردها» اين دومين كتابى است كه از لاهيرى به فارسى منتشر شده است. لاهيرى با اين مجموعه داستان جايزه ادبى پوليتزر را برده بود. اين رمان درباره آدمى است به نام گوگول كه با اسمش مشكلات زيادى دارد و البته لاهيرى در نكته اى در آغاز رمان انگار كه همه چيز را شرح داده است: «خواننده بايد درك كند كه به هيچ وجه راه ديگرى وجود نداشت و اطلاق هر نام ديگرى به او (آكاكى) كاملاً غيرممكن بود. «اين نقل از داستان شنل نيكلاى گوگول است. ميچيكو كاكوتانى منتقد روزنامه نيويورك تايمز، درباره رمان نوشته: «اين رمان جديد و خيره كننده لاهيرى اثرى است نادر. همنام تصوير صميمانه و موشكافانه از خانواده اى است كه در خلال آن ديد اجتماعى ژرفى نمايان مى شود...»اين اثر بى شك گامى است بلندتر از مجموعه داستان هاى خانم لاهيرى؛ برنده جايزه ادبى پوليتزر.» اين رمان را فريده اشرفى ترجمه كرده است و ۳۶۰۰ تومان قيمت دارد.
|
|||||
| © Copyright 2004, Abandokht. All rights reserved. .نقل مطالب بدون ذکر منبع و/يا لينک ممنوع است | |||||
|
|