| صفحه اول | معرفی کتاب | داستانها | تماس با من | RSS | |||||
۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
«براى آنكه در تاريخ و جغرافياى تاريخى ايران تحقيقى جامع و كامل و دقيق انجام بگيرد نخستين كار آن است كه مآخذ و مدارك مهم و معتبر در دسترس محققان واقع شود.» اين سرآغاز يادداشت كوتاهى است كه پرويز ناتل خانلرى، دبيركل بنياد فرهنگ ايران، بر كتاب تاريخ سلاطين صفويه، نوشته است و در واقع كوشيده در چند سطر اهميت چاپ و انتشار منابع اصيل تاريخى را به خواننده خود بنماياند. وى در ادامه به كمبودها و كاستى هاى نهفته در اين عرصه نيز اشاره كرده و مى افزايد: «بسيارى از اين آثار كه در ادوار مختلف به زبان فارسى تاليف شده هنوز به چاپ نرسيده و چاپ بعضى ديگر با دقتى شايسته انجام نگرفته است...» خانلرى در ادامه به فعاليت هاى فرهنگى سودمند بنياد فرهنگ اشاره كرده و اضافه مى كند كه «براى رفع اين مشكل بنياد فرهنگ مى كوشد كتاب هاى فارسى را كه از اين جهت ارزش و اهميت دارد و نسخه هاى خطى آنها از دسترس علاقه مندان دور است منتشر كند...» ادامه این مطلب را در روزنامه شرق بخوانید . [ساعت ۲۳:۵۹ ] ...(۰)
۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
نويسنده اي دوست داشتني ...
ساويسا مهوار ( داوود مهوار مرادي ) نويسنده كتابهاي كودكان ، روز 6 فروردين سال جاري در خانهاش در شهريار ، بر اثر برقگرفتگي درگذشت . مهوار كه نزديك به چهل سال داشت ، تمام عمر را تنها زندگي كرده بود ؛ نه زني ، نه فرزندي ، نه پدر و مادر و خواهر و برادري و نه.... تنها بود و تنها درگذشت . پيكر مهوار ، در گورستاني محلي در منطقه شهريار در تنهايي اش به خاك سپرده شد. وقتی یک دوست خبر مرگ کسی را با نگاهی غمگین به تومی دهد مرگ مردی که گاهی در سرسرای دانشکده دیده بودی اش و می شناختی اش و حتی کتاب هایش را خوانده بودی و گرچه هرگز با او همصحبت نشده بودی اما او را دوست خود می انگاشتی دلت می خواهد سرت را فرو كني توی لاک تنهایی ات و بیندیشی ... ساویسا مهوار مرده ... خبر کوتاه و تلگرافی بود . اما غمی که در دلش نهفته است بلند و عمیق است . ساویسا برای بچه ها می نوشت . شنیده ام یک مجموعه بیست جلدی کوچک با مضامینی جذاب برای بچه ها نوشته است . شازده کوچولو و روز معلمش را خوانده ام . یادم هست که یک بار پیکانش را فروخت تا بتواند با هزینه خودش برای بچه ها کتاب چاپ کند . و حالا مرگ ...بعضي ها مي گويندساویسا روز اول عید مرده است . همين بعضی ها كه از دوستان نزدیکش هستند می گویند خودکشی کرده اما ظاهرا بر اثر برق گرفتگی مرده است . آنها مي گويند ساويسا اواخر اسفند حال خوشي نداشت . ظاهرا تنهايي بيش ار اندازه آزارش مي داده است . نویسنده مهربان بچه ها از تنهايي خسته شده بود ... دلمان مىخواهد كه امروز صداى او در ميان صداى ما باشد، همان گونه كه هميشه بود. استوار و پراميد. براى همين به سايت او سر زديم تا همه چيز را با نام او آغاز كنيم. تا او را در آخرين لحظهها بفهميم. او از ميان صفحه اول سايتش مىگويد: دارم میمیرم... اما مهم نیست، مهم این است که کسی اولین قدم را بردارد... روزی فرا میرسد که در اینجا میلیونها بنفشه میشکفند، یخها آب میشوند و جزیرهای در میان آنها پدیدار میشود، جزیرهای پوشیده از چمن و گلها و بر روی آن کودکان میدوند... اين خبر را بخوانيد و حتما در مراسم بزرگداشت او شركت كنيد : شوراي كتاب كودك براي پاسداشت مقام ادبي مرحوم ساويسا مهوار، همزمان با چهلمين روز درگذشت اين نويسنده كودك، مراسم بزرگداشتي برگزار مي كند. شهرام اقبال زاده، دبير بزرگداشت ساويسا مهوار اظهار داشت: شوراي كتاب كودك با انتشار فراخواني قصد دارد تمامي آثار از قبيل خاطره، يادداشت، مقاله، طرح عكس و نقد و طنز را كه درباره ساويسا مهوار وجود دارد، جمع آوري كند.
و اكنون تنها مي توانم بگويم به يادت مي مانيم . مرد تنهاي سرسراي دانشكده ! ما چشم هايت را فراموش نمي كنيم و آن تنهايي تا بي نهايت را ... راستي بعد از نوشتن اين يادداشت بود كه وبلاگ بهزاد را ديدم و فهميدم كه بهزاد پيش دستي كرده و قبل از من درباره ساويساي نازنين نوشته است . [ساعت ۲۳:۴۵ ] ...(۱)
۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
مطلب امروز من در شرق ... [ساعت ۰۸:۳۱ ]
۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
يك مطلب + كمي درد دلدلم می خواست از خودم می نوشتم . از خستگی این روز ها و تکرار همه شومی های دنیا . اما پشیمان شدم . چه فایده دارد گفتن از چیز هایی که با باز گفتنشان سنگینی این بار لعنتی روی شانه هایت ذره ای کم تر نمی شود . پس نگو که خسته ای . نگو که معادلات بی سرانجام این دنیای کوچک و حقیر را نمی فهمی و نگو که چشمت فقط به روزنه ای ست که آینده را نشانت می دهد . شاید که زیبا باشد . و شاد ... من خوشبختم . خیلی و خواهم نوشت . همیشه ... مطلب امروز من در روزنامه شرق مطلبی ست درباره سلطان محمود غزنوی . بخوانید . [ساعت ۲۲:۳۷ ] ...(۰)
۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
مطلبي درباره مشروطيت ايرانمطلب امروز من در صفحه مشروطه روزنامه شرق درباره روحانیون و انقلاب مشروطیت است . اینجا می توانید این مطلب را بخوانید .
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
كتابي درباره مكاتبات شاه اسماعيلدر آن سال هاي نسبتا دور كه مقالاتي از يك مورخ نو انديش به نام عبدالحسين نوايي در مجلات اطلاعات ماهيانه و يادگار، درباره لزوم و ضرورت مطالعات سند شناسي تاريخي ، چاپ مي شد ، هنوز كسي به درستي و شايستگي تام ، به عمق اهميت اين تفكر نو انديشانه محققانه و تاثير شگرفش بر گستره اي به نام تاريخ پي نبرده بود . بايد زمان مي گذشت تا محققان اين عرصه ، به باور نوانديشانه پالايش تاريخ از روزنه سند خواني و سند شناسي پي ببرند ؛ ادامه مطلب مرا می توانید در روزنامه شرق بخوانید . پی نوشت ۱ : مطلب امروز من در روزنامه شرق مطلب کوتاهی ست درباره مجلس که در صفحه مشروطه چاپ شده است . بخوانید . پی نوشت ۲ : امروز مطلبی خواندم که روایتی بود از حال و روز قشری به نام روزنامه نگار . گرچه مطمئنا این وضعیت همگانی نیست اما در میان بسیاری از کسانی که نان ذوق و قلمشان را می خورند مصداق دارد . اما من می خواهم بگویم جنبه معنوی بی مهری و بی توجهی و قدر ناشناسی بسیار تلخ تر است ... شاید ! [ساعت ۱۰:۱۱ ] ...(۱۸۷)
۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
این هم دومین کتاب ترجمه مهسا ... کتاب فوق العاده جذاب و روونیه
می خواهم با زندگی بهتر روبرو شوم . گاهی لازم است با خیلی چیز ها بجنگی و پیروزی چقدر شیرین است . از انتقاد نترس مهم این است که تو تلاش خودت را کرده باشی و از خودت و عملکردت راضی باشی ... این را امروز کسی به من گفت و من در چشم هایش برق مهبانی خاصی را دیدم ... برق آدمی که باورت کرده است . [ساعت ۰۷:۵۸ ] ...(۰)
۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
ادامه مطلب روز چهارشنبه من درباره عزیر حاجی بیگلی در روزنامه شرق امروز ... بخوانید . [ساعت ۲۲:۳۲ ] ...(۰)
۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
مطلب امروز من در روزنامه شرق قسمت اول مطلبی ست که درباره یکی از روزنامه نگاران طنز پرداز دوره مشروطه نوشته ام . بخوانید . [ساعت ۰۰:۳۲ ] ...(۱۴۰)
۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۵
♦
بعد از مدت ها امروز یکی از مطالبم در روزنامه چاپ شده است . اینجا می توانید مطلب کوتاه مرا درباره جنگ چالدران بخوانید . [ساعت ۲۲:۱۸ ] ...(۰)
|
|||||
| © Copyright 2004, Abandokht. All rights reserved. .نقل مطالب بدون ذکر منبع و/يا لينک ممنوع است | |||||
|
|