| صفحه اول | معرفی کتاب | داستانها | تماس با من | RSS | |||||
۲۰ فروردين ۱۳۸۷
♦
باز درباره پایان نامه و مهدویتاین روز ها نوشتن حتی یک فیش در یک روز هم برایم شادی بزرگی ست . این روز ها زمان به شتاب می گذرد و لذت شیرین همراه بودن با فرشته ای که به شدت به تو وابسته است چاشنی این عبور شتابان است . اما با این همه جستجوی من برای یافتن روزنه هایی درباره موضوع پایان نامه با همه این دل مشغولی های تازه کماکان ادامه دارد ولو اینکه بسیار کند و بطئی و در این جستجو ها همین دیروز به موضوع جالبی در کتاب عالم آرای عباسی بر خوردم که رهیافت تازه ای به روی بررسی اندیشه مهدویت در دوره صفوی بود . گرچه پیش از این هم در مطالعاتم درباره سیر این اندیشه به این واقعیت دست یافته بودم که این نگره در دروه شاه طهماسب تا حدی تغییر یافت و زین پس علما و فقها به جای شاهان مقام نیابت صاحب الزمان را بر دوش گرفتند اما سندی مبنی بر تنبیه کسانی که همچنان خواهان اسناد مهدویت به شاه طهماسب اند نیافتم ، شاه طهماسبی که از نگاه این افراطیون به عنوان نواده نیاکانی که کوشیده اند خود را چهره هایی ماورایی و نجات بخش معرفی کنند مرشد کامل و مردی با جاذبه های مافوق انسانی ست . مولف عالم ارا از این افراطیون با عنوان قلندر نما ها یاد می کند و این عنوان که در طول مطالعاتم درباره اسماعیل دوم و ماجرای اسماعیل های دروغین همواره تکرار شده است خود روزنه دیگری بر اثبات جریانی که تحت این عنوان در این روزگار حول اندیشه نجات بخشی می چرخیده اند می گشاید . روایت اسکندر بیک از این افراطیون و نحوه رفتار شاه طهماسب با آنان از این قرار است : " ... جمعی قلندران بی سر و پا و لوتیان قلندر نما لوتهای بنگیانه به کار برده در ییلاق سورلق سلطانیه به نظر انور شاه جنت مکان درآمده در لباس عقیدت و حسن اعتقاد بد اعتقادی خود را به منصه ظهور آورده اسناد مهدویت به آن حضرت کردند هرچند آن حضرت خواستند که به دلایل قاطعه ایشان را از عقیده فاسده باز آورند رجوع نکرده مبالغه به سرحد افراط رسانیدند و منجر بدان شد که پادشاه دین دار شریعت پرور مقام سیاست آن گروه بد اعتقاد درآمده سر یک یک را فراشان به ضرب تخماق کوفته به دیار عدم می فرستادند ... " نک . عالم ارای عباسی . ص 117 )
۱۶ فروردين ۱۳۸۷
♦
این روز ها...فرشته کوچولویی که از آسمون پیشمون اومده تو این بیست وچند روز تقریبا همه وقتمونو به خودش اختصاص داد البته من تا حد امکان سعی کردم کمی مقاومت به خرج بدم و تا اونجا که توانایی دارم از اندک وقت هایی که فرشته کوچولو خوابه استفاده کنم و کمی به کار فیش نویسی و پایان نامه بپردازم ولو این که به خاطر شب بیداری ها و خستگی ها بازدهی چندان مطلوبی ندارم اما راضی ام چون به نظر میرسه این توقع که کارن کوچولو اجازه بده به چیزی جز اون فکر کنم و به صورت جدی بپردازم انتظار کاملا نابجاییه مخصوصا تو این روز های آغازین زندگیش که هنوز دنیا رو خوب نشناخته و سراپا نیازه حتی همین حالا هم که مشغول تایپ کردنم کارن کوچولو تو بغلمه و مشغول شیر خوردن و گاهی این موقع ها بهترین زمان برای مفید بودنه برای من ... با این همه امیدوارم در روز های آتی موفق شم باز از کتاب هایی که موخونم بنویسم و کارهای مفیدی که گاه ممکنه مجال انجامشو پیدا کنم ... خلاصه اینکه اوضاعم بد نیست و از جهاتی دارم شیرین ترین تجربه زندگیمو پشت سر میذارم ... [ساعت ۱۰:۰۳ ] ...(۳)
|
|||||
| © Copyright 2004, Abandokht. All rights reserved. .نقل مطالب بدون ذکر منبع و/يا لينک ممنوع است | |||||
|
|